دیروز سه تایی با هم رفتیم طرقبه که دیزی بخوریم  تو خواب بودی تا بیدار شدی و آب دیدی کلی خوشحال شدی و خواب کاملا از سرت پرید بعدم دستور دادی بابا جون ببرتت تا به آب دست بزنی